حامی یا منتفع
در سازمان های مختلف،و در اطراف خود، افراد زیادی را می بینیم که دارای نگرش منتفع و یا حامی هستند. با ذکر این مسئله، همه ی ما در ذهن خود افرادی را داریم که به راحتی می توانیم هر یک از آنها را در دسته بندی خاصی جای دهیم. عکس العمل های بیرونی این افراد، نشان از نگرش درونی آنها مبنی بر رفتارهای حامی گونه و یا منتفع و منفعلانه دارد.

ما انسان ها همیشه می توانیم درباره ی دیگران نظر بدهیم و رفتارهای آنها را قضاوت کنیم. اگر قرار باشد افراد را در دسته بندی های مشخص جای دهیم، به راحتی می توانیم آنها را تقسیم بندی نماییم و درختواره ای برای رفتارهای ریز و جزئی هر شخص در نظر بگیریم. اما وقتی صحبت از خود ما پیش می آید، ناخودآگاه نمی توانیم به راحتی خود را در دسته بندی خاصی قرار بدهیم. بودن در نقش حامی و یا نقش منتفع، برای بسیاری از ما، می تواند یک مسئله ی جدی باشد. افراد در نقش حامی، عموما مسئولیت کارها را بیشتر به عهده می گیرند. در بسیاری از موارد، آنها حتی مسئولیت رفتارهای دیگران را هم به عهده می گیرند و این کار را نه از سر اجبار یا ترس، بلکه به دلیل رفتارهای درونی خاص خود انجام می دهند. بالعکس افراد منتفع، همواره در انتظار رفتارهایی از سوی سایرین هستند تا در نهایت، به نفع خود از آن رفتارها استفاده کنند. سازمان های پیشرو را عموما افراد حامی می سازند. آنهایی که بدون آنکه از ایشان طلب کمک و یاری شود، خود داوطلبانه، شروع به حرکت می کنند. آنها مرزهای مشخص و شرح وظایف دقیق از پیش تعیین شده برای خود قائل نیستند. نه تنها وظایف محوله را به درستی انجام می دهند که برای یاری رساندن به بخش های دیگر سازمان نیز، داوطلب می شوند. مدیران با تجربه باید این مهم را در نظر داشته باشند و بتوانند افراد منتفع و حامی را از هم تشخیص بدهند. افراد حامی در زندگی خود معمولا قدرت بیشتر و موفقیت های بزرگ تری دارند. آنها بدون چشم داشت کار انجام می دهند و از اینکه بتوانند عهده دار وظیفه ای از پیش تعیین نشده باشند، احساس بدی نخواهند داشت. بودن در کنار این افراد، مشارکت، قدرت، مسئولیت، همدلی و امنیت خاطر را برای افراد دیگر به ارمغان می آورد. بهترین عملکرد افراد حامی وقتی نمایان می شود که افراد منتفع در کنار آنها نباشند و آنها به دلخواه و از روی حس درونی خود اقدام و عمل نمایند.







