عادت می کنیم
به عنوان یک انسان به همه چیز عادت می کنیم. اما گاهی لازم است عادت کنیم که عادت نکنیم. در دنیای کسب و کار تحولات بزرگ و سازنده را کسانی رقم زده اند که عادت نکرده اند. به بودن در قالب و شکل موجود عادت نکرده و گسسته اند. ناخودآگاهشان مدام به آنها یادآور شده واقعیت مطلقی در جهان نیست و با خود قرار گذاشته اند بانی تغییراتی در تعریف مجدد این به ظاهر واقعیات باشند.

اگر اختراعی با سبک و سیاقی جدید در زندگی صورت گرفته، آن در نتیجه ی عادت نکردن بوده است. یکی از بهترین روش های عادت نکردن، سعی در بزرگ نشدن است. عموما انسان ها وقتی بزرگ می شوند کلاه همه چیزدان بر سر می گذارند. درست در هنگامی که فکر می کنیم همه چیز را می دانیم می فهمیم که چقدر نمی دانیم. بزرگ نشدن برای انسان آگاه شکوه بینش به ارمغان می آورد. رشد و شخصیت فرد را شکل می دهد و با دیدن رشد دستاوردهای انسان در مسیری درست مدام شکوفه می زند. اگر قرار بود همه ی ما به عنوان انسان عادت کنیم جهانی بدون تغییر نسبت به جهان پیشین در چند دهه ی گذشته می داشتیم. تغییرات شگرف جهان را مدیون آگاهانی هستیم که سعی کردند بزرگ نشوند، سعی کردند مبتدی بمانند، سعی کردند همواره خود را در مسیر جاده ی رشد ببینند نه در انتهای آن و بر فراز قله ی همه چیز دان. عموما انسان هایی از این جنس موفقیت های به دست آمده را مدیون حضور خود در جهان نمی بینند و می دانند با حضور آنها تنها روند تغییرات به نام آنها ثبت شده و بدون وجود آنها نیز دنیا سیر تحولی خود را طی خواهد کرد. با برداشتن کلاه همه چیز دان از سر خود می توانیم بیشتر و بهتر بدانیم و در نهایت می فهمیم چیزهایی که در دنیا به عنوان واقعیات می شناختیم تنها چیزهایی بوده است که در روزمرگی زندگی به آنها عادت کرده بودیم.