عکس العمل در مقابل شکست
وقتی با مشکلی مواجه می شویم، در بهترین حالت، به دنبال سفارشات و آموزه هایی می رویم که اغلب سخن از این موضوع به میان می آورند که پذیرش شرایط موجود، قدرت تو را افزایش می دهد و یا اینکه باید در این مسیر اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و با جدیت تمام ظاهر خوب خود را هر چه بهتر حفظ نمایی. فکر می کنم راه بهتری هم وجود دارد و در بسیاری از مواقع کارساز است و آن، سخت تر تلاش کردن و بیشتر درگیر شدن با مشکل موجود می باشد تا جایی که راهی از میان خود شکل، ایجاد شود. فعالیت های دلیرانه و غیر منتظره انجام دهیم و فرآیندهای تازه را تعریف و گسترش دهیم.

درگیر شدن و غوطه ور شدن در شکست را من این طور تفسیر می کنم که با حفظ موقعیت مشکل دار و ادامه دادن در جهت بروز ویژگی های مثبت و موثر از خود، می توان مسیر کوتاه تری تا رسیدن به موفقیت و نتیجه ی مطلوب را طی کرد. فرض کنیم کارمند یک شرکت هستیم و خود را شایسته ی پست بالاتر می دانیم و به دلیل عدم برآورد این نیاز در سازمان، در فکر استعفا و برگزیدن گزینه های بهتر هستیم. یک راه این است که سازمان را ترک کرده و به پیشنهادات وسوسه انگیزتر موجود، فکر کنیم. من راه دوم را پیشنهاد می کنم. راهی که از ما می خواهد در پست فعلی، تهایت تلاش خود را انجام دهیم و آنچه در ذهن ما می گذرد و خود را بابت آن مستحق ترفیع رتبه می دانیم، به نمایش بگذاریم. این راه باعث می شود افراد دیگر در سازمان، موقعیت ما را در جایگاه فعلی، متزلزل ببینند نه از جنبه ی منفی آن بلکه از جنبه ی مثبت و تاثیر گذار آن. بهترین راه برای تغییر وضعیت موجود، این است که فراتر از انتظارات رفتار کنیم. با انجام کارهای خارق العاده، اطرافیان را غافلگیر کرده و مهم تر از آن، آنها را متوجه انتظاری که داریم، بکنیم. عملکرد خود را با حساسیت و فراتر از مرزهای تعریف شده انجام دهیم. عملکرد ما مانند دکل کشتی است. افراد آن را از افق های دور هم تشخیص می دهند و برای اینکه ما را به سوی بندرگاه خود بکشانند، همه ی تلاش خود را می کنند. پایبندی به این امر، نه تنها فرصت نوین برای ما پیش می آورد که دستاوردهایی هر چند کوتاه مدت اما موثر، در مقاطع زمانی بحرانی در زندگی ما به جای می گذارد.