عدم قطعیت یا ریسک
آقای دوبلی این دو واژه را این گونه تعریف می کند: ریسک یعنی احتمالات معلوم اند. عدم قطعیت یعتی احتمالات نامعلوم اند.اگر بخواهیم قانون احتمالات را در نظر بگیریم و به علم آمار بپردازیم خواهیم دید ما انسان ها از احتمالات چیز زیادی نمی دانیم. دانش احتمالات ما به مثال های روتین و همیشگی مانند پرتاب سکه محدود می شود. وقتی احتمالات نمی دانیم، نمی توانیم به درستی میزان ریسک را تخمین بزنیم و در نتیجه عدم قطعیت را بسیار سخت تر درک می کنیم.

در بسیاری از مواقع برای تصمیم گیری به آمار و ارقام زیادی روی می آوریم. تحلیل و بررسی دقیق می کنیم، محاسبات ریاضی پیچیده انجام می دهیم . به قول کانمن با سیستم دو جلو می رویم. در نهایت همه ی محاسبات خود را کنار می گذاریم و با احساسات کار را آغاز می کنیم. شاید یکی از دلایل مهم این نحوه ی برخورد با مسائل را بتوان در عدم قطعیت جستجو کرد. فرد با آگاهی از عدم برآورد درست احتمالات، تر جیح می دهد به ندای درونش و شهودش اعتماد بیشتری کند تا به اعداد و ارقام بدون پشتوانه ی احتمالی روشن. وقتی برای سازمان و یا شرکت برنامه ریزی استراتژیک می کنیم و یا در زندگی شخصی هدف گذاری می نماییم، همواره با عدم قطعیت مواجه هستیم. تنها در موارد اندکی ما شاهد وجود احتمالات دقیق و از پیش تعیین شده هستیم. به عنوان مثال می توان گفت در انتخاب بین سفر هوایی و زمینی، در صورت مسافرت با هواپیما تا حد زیادی ریسک مرگ را کاهش داده ایم. در واقع با پرواز هوایی ریسک کمتری را تجربه می کنیم. در مسابقات بخت آزمایی و مسابقات بزرگ برای قرعه کشی های عظیم، احتمال برنده شدن شخص نزدیک به صفر است. طبق قانون احتمالات می توان ریسک را برآورد نمود. با وجود برآورد میزانی از ریسک، باز هم نمی توانیم در موارد زیادی تصمیمات درست بگیریم. یکی از دلایل آن می تواند این قضیه باشد که ما مصاحبه با برنده های قرعه کشی را خیلی بیشتر از بازنده ها می بینیم و درصد ریسک را کمتر از مقدار واقعی تخمین می زنیم. وقتی می خواهیم کسب و کاری را آغاز کنیم، احتمال موفقیت خود را بسیار بالاتر از شکست رقم می زنیم. در بسیاری از موارد با وجود معلوم بودن احتمالات، باز هم تا حد زیادی به آن تن نمی دهیم. این قضیه در رابطه با عدم قطعیت که در آن میزان و درصد احتمالات نامعلوم است، بغرنج تر می شود. در اقتصاد و محاسبات ریاضی برای آن، عدم قطعیت می توان نمود بیشتری پیدا کند. هنگامی که از خصوصیات یک کارآفرین صحبت به میان می آید، ویژگی ریسک پذیر بودن را برای وی برمی شمرند. هر انسانی با خصوصیات خاص خود می تواند در درجه ای متفاوت از پذیرش عدم قطعیت و ریسک قرار بگیرد. کارآفرین با وجود علم به ریسک کار، حتی اگر نداند به جای ریسک با عدم قطعیت مواجه است، با درصد بالایی می تواند آن را بپذیرد. عدم قطعیت به ما یادآوری می کند تحمل پذیرتر باشیم، انطاف پذیری بالاتری داشته باشیم و خود را برای مواجهه با تغییرات بنیادین در پیش بینی ها آماده نماییم. ما نمی توانیم عدم قطعیت را نادیده بگیریم. تنها می توانیم تحمل خود را برای پذیرش و دخالت آن در نتیجه ی تصمیماتمان بیشتر کنیم. پذیرش ریسک نیاز به دانش در رابطه با علم آمار و محاسبات و درک بالاتر دارد و پذیرش عدم قطعیت نیازمند تحمل پذیری بودن و منعطف بودن بیشتر است. همسو شدن با تغییرات و عدم صلیبت در مواجهه با مسائل، از ما انسان های موفق تری می سازد. با گذر زمان، میزان عدم قطعیت و عدم برآورد دقیق احتمالات، به شدت افزایش می یابد.